در پینترست به اشتراک بگذارید
آیا ما به سالمندان بیش از حد دارو می دهیم؟ گتی ایماژ

بروس هال 81 ساله به یک راننده تاکسی دستور داد تا او را از شهرستان مارین در کالیفرنیا به پل گلدن گیت ببرد. وقتی آنها رسیدند، بروس تمام پول خود را به راننده داد، از ماشین پیاده شد و سعی کرد از روی پل بپرد.

بروس به Healthline گفت: «نمی‌توانستم از مرز عبور کنم. “وحشتناک بود.”

بروس می گوید در حالی که از کاری که انجام می داد آگاه بود، انگیزه پایان دادن به زندگی اش خارج از کنترل او بود. بانکدار بازنشسته و شماس کلیسایش در عرض چند ماه منتهی به آن روز روی پل دو بار اقدام به خودکشی کرده بود.

با این حال، بروس برای 80 سال از زندگی خود هرگز فکر خودکشی نداشت.

بروس از یک سری سکته های مغزی رنج می برد و تحت عمل جراحی مغز قرار می گرفت. الن هال، همسرش، به هلث‌لاین گفت: او از داروهایی که برایش تجویز شده بود روان‌پریشی شد.

مدت کوتاهی پس از حادثه پل، بروس با 911 تماس گرفت و به آنها گفت که قصد دارد خود را بکشد. او بلافاصله به بخش روانپزشکی یک بیمارستان منتقل شد. بروس قبل از نقل مکان به خانه سالمندان در آنجا بیشتر دارو مصرف می کرد.

“در آسایشگاه، او شبیه مرده ای بود که در حال راه رفتن است. او هیچ احساس واقعی نداشت. الن به یاد می آورد که او نمی توانست راه برود، صحبت کند، بخواند یا بنویسد.

پزشک مراقبت های اولیه بروس به الن پیشنهاد کرد که با دکتر الیزابت لندسورک، متخصص سالمندان در برلینگیم، کالیفرنیا، که داروهایی را که سالمندان مصرف می کنند، ارزیابی می کند، تماس بگیرد.

Landsverk معتقد است که بسیاری از سالمندان بیش از حد تحت درمان هستند. او در یک ماموریت برای تغییر این است.

ما به عنوان متخصص طب سالمندی آموزش دیده ایم که قبل از مصرف بیشتر داروها را حذف کنیم. اما اغلب پس از مصرف داروها، مگر اینکه مشکل آشکاری وجود داشته باشد، از بین نمی روند.

او اضافه می کند که دلیل اصلی قطع نشدن داروها این است که پزشکان نمی خواهند داروهای تجویز شده توسط پزشک دیگر را نادیده بگیرند.

“این جایی است که من متفاوت هستم. من با متخصصان تماس خواهم گرفت و مطمئن خواهم شد که یک بیمار واقعاً به دارو نیاز دارد. من همچنین با بیماران در منزل ملاقات می کنم.

این رویکرد او با بروس هال بود.

من شروع کردم به خلاص شدن از شر تعدادی از داروهایی که او مصرف می کرد. ماه ها طول کشید تا [wean Bruce off] آتیوانی که او از آن استفاده می‌کرد، و چون روان‌پریشی بود، به داروهای ضد روان‌پریشی نیاز داشت، بنابراین باید ترکیب مناسب را پیدا می‌کردم.»

در طول یک سال، بروس دیگر افکار خودکشی نداشت و به آرامی توانایی برقراری ارتباط را به دست آورد. او برگشته است در خانه با الن زندگی می کند و یک مراقب پاره وقت دارد که با Landsverk کار می کند تا مدام داروهایش را تنظیم کند.

بروس گفت: “من نمی توانستم بخوانم یا بنویسم، و اکنون دوباره در کلیسای خود می نویسم و ​​موعظه می کنم.” “زندگی من تغییر کرده است.”

سالمندان آشفته ممکن است افرادی باشند که به اشتباه دارو مصرف می کنند

Landsverk می گوید که اکثر مشتریانش به دلیل آشفتگی یک بزرگتر نزد او می آیند.

او می‌گوید که اغلب اوقات داروهای ضداضطراب مانند آتیوان و زاناکس یا قرص‌های خواب‌آور باعث بی‌قراری می‌شوند.

من از این داروها استفاده نمی کنم [in my practice]. حتی با مراقبت مادرم، متوجه شده ام که وقتی به بزرگترها این داروها را می دهید، مثل این است که به آنها ودکا می دهید. و آنچه اتفاق می افتد این است که آنها بیشتر گیج و آشفته می شوند. یک ماه پس از اینکه همه داروهای ضد اضطراب و خواب آور را از سیستم آنها خارج کردیم، آنها کمتر آشفته می شوند.

او می گوید زاناکس به ویژه خطرناک است زیرا بازی کوتاهی دارد.

به سالمندان در صورت نیاز یا خوابیدن، آن را بیشتر می‌دهند و سپس گرفتار می‌شوند، و در عرض چند روز یا چند هفته می‌توانند از آن کناره‌گیری کنند و بیشتر آشفته و پریشان باشند. برای مقابله با افزایش بی قراری، دوز بالاتری به آنها داده می شود که آنها را تحریک پذیرتر، تهاجمی تر، گیج تر و مستعد سقوط می کند.

او می افزاید که داروهای اضطراب اغلب جایگزین داروهای ضد روان پریشی و مسکن می شوند که این مشکل را تشدید می کند.

حرکتی از “آغوش نه مواد مخدر” وجود دارد که در ظاهر عالی به نظر می رسد زیرا فشار به این است که افراد مسن را با داروهای ضد روان پریشی مصرف نکنید. اما آتیوان و زاناکس برای درمان داروهای ضد روان پریشی و مواد مخدر استفاده می شوند.

او معتقد است اگر درد به درستی درمان شود، افراد مسن دیگر بیش از نیمی از مواقع به داروهای روانپزشکی نیاز ندارند.

لندسورک تاکید کرد: «مردم ناراحت و آشفته هستند زیرا درد دارند. “هدف باید خلاص شدن از شر سایر داروهای آرام بخش و درمان درد آنها باشد.”

او مرد سالخورده ای را به یاد می آورد که پس از شکستگی لگنش تحت فیزیوتراپی بود. Landsverk به این دلیل فراخوانده شد که مرد در بازپروری شرکت نمی کرد و آشفته و خشن بود.

وقتی به ملاقاتش رفتم، درمانگر از او خواست بلند شود و راه برود، اما هیچ دارویی به او نداده بودند. لندسورک گفت: لگن او درد می‌کرد، بنابراین او به آنها ضربه می‌زد تا از او دور شود.

در حالی که داروهای ضد درد اغلب برای افراد مسن در صورت نیاز تجویز می شود، او می گوید که گاهی اوقات به یک رژیم مداوم نیاز است.

Landsverk گفت: “افراد مبتلا به زوال عقل اغلب نمی توانند محل درد را پیدا کنند، حتی اگر شکستگی لگن ترمیم شده باشد، بنابراین بهتر است دو بار در روز به آنها دوز ثابت Norco بدهید و آنها را تماشا کنید.”

با این حال، او اذعان می‌کند که بحران مواد افیونی جدی است، اما گفت: «در افراد مسن‌تر، گاه به گاه یک معتاد وجود دارد، اما افراد مسن واقعاً درد دارند. آنها آرتریت استخوان روی استخوان، درد ستون فقرات و شکستگی دارند.»

چگونه مصرف بیش از حد دارو در افراد مسن تا این حد رایج شد؟

ممکن است چند دلیل مقصر باشد.

شرکت های داروسازی نقش دارند. بر اساس گزارشی در جاماشرکت های دارویی در سال 2016 6 میلیارد دلار برای تبلیغات مستقیم داروها به مصرف کننده هزینه کردند.

تبلیغات و آگهی‌هایی که مردم می‌بینند می‌توانند باعث شوند که از پزشک خود داروی خاصی بخواهند. با توجه به تحقیقات منتشر شده در مراقبت پزشکی.

Landsverk اشاره می کند که عدم ارتباط بین متخصصان و پزشکان مراقبت های اولیه یکی دیگر از عوامل موثر در درمان بیش از حد افراد مسن است.

با توجه به الف مطالعه 2016تقریباً 85 درصد از افراد مسن حداقل یک داروی تجویزی را به طور منظم و نزدیک به 36 درصد به طور مرتب حداقل پنج داروی تجویزی مختلف را مصرف می کنند.

بروس هال معتقد است که این به وضعیت او نیز کمک کرده است.

من ده ها دارو مصرف می کردم و سه یا چهار پزشک هم زمان به من دارو می دادند. همه آنها پزشکان خوبی بودند، اما همه آنها نمی‌دانستند داروهایی که برای من تجویز می‌کنند چگونه با هم کار می‌کنند.»

برخی از این موارد ممکن است با این واقعیت تشدید شود که سوابق پزشکی الکترونیکی به اندازه کافی کارآمد یا کاربرپسند نیستند تا پزشکان بتوانند همه داروهایی را که بیمار مصرف می‌کند بدانند.

به همین دلیل Landsverk می گوید که به متخصصان سالمندی نیاز است.

ارتباط پزشکان با هر پزشکی که هر یک از بیماران خود را درمان می کند، پیچیده است. اینجاست که من وارد می شوم و با متخصصان تماس می گیرم و تصویر کامل را دریافت می کنم.

با این حال، Landsverk خاطرنشان می کند که کمبود متخصصان سالمندی وجود دارد و امروزه تنها 6000 در ایالات متحده وجود دارد. آن را با بیش از 49.2 میلیون نفر 65 ساله یا بیشتر که در این کشور زندگی می کنند مقایسه کنید، و به نظر می رسد که این مشکل ضروری است.

عوامل اضافی

یکی دیگر از دلایل ناخواسته برای درمان بیش از حد افراد مسن ممکن است شامل بیمارانی باشد که می خواهند یک راه حل سریع برای یک مشکل داشته باشند و پزشکان می خواهند به آنها کمک کنند بدون اینکه به طور کامل در مورد عوارض جانبی احتمالی فکر کنند.

این احساس با مارینا مانتاس ساکن ایلینوی طنین انداز می شود.

در سال 2015، پدر 68 ساله او، گاس، عفونت سینوسی داشت و برای او پردنیزون تجویز شد، یک استروئید برای کاهش التهاب. سیگاری بود و دیابت داشت.

«پدرم شروع به تجربه حملات پانیک کرد. نوعی که باعث شد او به طور غیرقابل کنترلی تکان بخورد. همه ما در ضرر بودیم. ما هرگز نپرسیدیم که پزشکان چه چیزی برای او تجویز کرده اند. تا چند روز بعد که متوجه تغییر رفتار شدیم.

مانتاس به Healthline گفت: «سپس ما درباره آنچه او مصرف می‌کرد تحقیق کردیم و از اینکه فهمیدیم استروئید می‌تواند سطح قند خون را افزایش دهد و همچنین باعث واکنش‌های شیمیایی شود که بر خلق و خوی تأثیر می‌گذارد شوکه شدیم.

پزشک گاس در ادامه به او دارو برای درمان حملات پانیک تجویز کرد.

«این دارو یکی پس از دیگری بود. او در نهایت تسلیم شد و به پدرم گفت که به روانپزشک مراجعه کند.

در تلاش برای کمک به گاس، روانپزشک او درمان را ارائه کرد، اما همچنین به او دارو داد تا به درمان اضطراب و افسردگی او کمک کند.

یک بار دیگر او ماه ها آزمایش هر نوع دارویی را آغاز کرد. آن‌ها آنقدر سریع دارو را عوض می‌کردند که گاهی اوقات ما احساس می‌کردیم که زمان کافی برای شروع دارو قبل از اینکه او به سراغ داروی بعدی برود، وجود ندارد.» پس از آن به علائم ترک از آخرین دور داروهایی که او مصرف می کرد، منجر شد.

در این مدت، مانتاس می گوید که پدرش آنقدر بیش از حد دارو مصرف کرده بود که حتی نمی توانست با دختر 5 ساله اش صحبت کند.

او گفت: “خوشبختانه، خواهرم همسایه او بود و می‌توانست در کارهای روزانه‌اش به او کمک کند: اطمینان حاصل شود که او غذایی برای خوردن دارد، به او یادآوری می‌کند که دوش بگیرد و فرش را خاموش کند.”

مانتاس پس از مراجعه به نزدیک به 20 پزشک در طول سه سال، می گوید که پدرش با دکتری که او را با درمان تشنج الکتریکی درمان می کند و به طور مداوم برای کاهش دوز داروهای ضدافسردگی او تلاش می کند تا حدودی آرامش پیدا کرده است.

مانتاس گفت: «اگرچه پدر ما به حالت عادی خود برنگشته است، اما اکنون کمی استقلال دارد.

او به دیگرانی که عزیزان مسن‌تری دارند، می‌افزاید: «وقتی پای سلامتی آنها به میان می‌آید، نیاز به نظارت و نظارت دارند. یک تصمیم اشتباه و می تواند به سرعت زندگی آنها را زیر و رو کند.

«اینکه یک پزشک یادداشت هایی را به پرونده خود اضافه کند کافی نیست. با آنها به قرار ملاقات بروید. در مورد عوارض جانبی مربوط به داروها و مدت زمان ماندگاری دارو در سیستم آنها بپرسید. وکیل آنها باشید.»

کتی کاساتا نویسنده‌ای آزاد است که در داستان‌هایی درباره سلامت، سلامت روان و رفتار انسانی تخصص دارد. او در نوشتن با احساسات و برقراری ارتباط با خوانندگان به شیوه ای روشنگر و جذاب مهارت دارد. کارهای او را بیشتر بخوانید اینجا.