به دنبال تیراندازی های دسته جمعی در آمریکا، بیماری روانی اغلب به طور ناعادلانه قربانی می شود. اما کارشناسان می گویند کسانی که با بیماری روانی زندگی می کنند به ندرت خشن هستند و سرایت اجتماعی بزرگترین عامل خطر برای خشونت با اسلحه است.

در پینترست به اشتراک بگذارید
سرایت اجتماعی نقش بزرگتری در خشونت با اسلحه ایفا می کند که بسیاری از مردم تصور می کنند. گتی ایماژ

پس از دو تیراندازی جمعی اخیر در ال پاسو، تگزاس و دیتون، اوهایو، توجه جمعی خشم آمریکا بار دیگر به طور مستقیم به موضوع کنترل اسلحه جلب شد.

در یک چرخش قابل پیش بینی، مدافعان حقوق اسلحه حدس می زنند که علت واقعی این تیراندازی ها بیماری روانی و بازی های ویدئویی و فیلم های خشن است. در همین حال، طرفداران کنترل اسلحه بر بررسی پیشینه گسترده و ممنوعیت فروش برخی اسلحه ها یا لوازم جانبی فشار می آورند.

اما با داغ شدن بحث، انجمن روان‌شناسی آمریکا (APA) اعلامیه‌ای صادر کرد که بیماری روانی نباید پس از حوادثی مانند این در کانون توجه قرار گیرد.

آنها می گویند قربانی کردن مسائل مربوط به سلامت روان، تحقیقات را نادیده می گیرد و دهه ها تحقیق را که به دلایل دیگر اشاره می کند، نادیده می گیرد.

آرتور سی ایوانز جونیور، دکترا، مدیر عامل انجمن روانشناسی آمریکا، در بیانیه APA نوشت: «سرزنش کردن بیماری روانی برای خشونت با اسلحه در کشور ما ساده و نادرست است و برخلاف شواهد علمی موجود است.

او ادامه داد: «ایالات متحده در مورد سرفصل‌های وحشتناکی مانند آنهایی که در تمام آخر هفته ما را به خود مشغول کردند، یک کشور پرت جهانی است. بر اساس تحلیل CNN، اگرچه ایالات متحده کمتر از 5 درصد از جمعیت جهان را تشکیل می دهد، اما ما خانه 31 درصد از تیراندازان دسته جمعی در سطح جهان هستیم. این تفاوت با میزان بیماری روانی در ایالات متحده توضیح داده نمی شود.

در واقع، آمریکا کشوری پر از اسلحه است. ایالات متحده با داشتن 650 میلیون اسلحه متعلق به غیرنظامیان در جهان، تقریباً نیمی از کل این اسلحه ها را در اختیار دارد، اما تنها 5 درصد از جمعیت جهان را تشکیل می دهد.

با این حال، هنگامی که یک تیراندازی دسته جمعی رخ می دهد، یک آخر هفته خشونت آمیز در یکی از شهرهای آمریکا آشکار می شود، یا حتی یک سرباز کهنه سرباز با سلاح مورد نظر خود جان خود را می گیرد (یک اتفاق بسیار رایج در سال های اخیر)، برخی افراد و سیاستمداران به این موضوع اشاره می کنند. سلامت روان به عنوان مقصر

ایوانز و همکارانش می گویند که این دلیل اشتباه است.

همانطور که ما دانشمندان روانشناسی بارها گفته ایم، اکثریت قریب به اتفاق افراد مبتلا به بیماری روانی خشن نیستند. ایوانز گفت و هیچ مشخصات شخصیتی واحدی وجود ندارد که بتواند به طور قابل اعتماد پیش بینی کند که چه کسی به خشونت اسلحه متوسل می شود.

بر اساس تحقیقات، ما فقط می دانیم که سابقه خشونت بهترین پیش بینی کننده برای اینکه چه کسی در آینده مرتکب خشونت خواهد شد است. و دسترسی به اسلحه‌های بیشتر و اسلحه‌های مرگبارتر به معنای از دست رفتن جان‌های بیشتر است.»

آنچه مقصر است ممکن است چیزی کمتر ملموس تر از سابقه خشونت باشد. همانطور که مشخص است، تیراندازی دسته جمعی می تواند مسری باشد.

در واقع، تحقیقات نشان می‌دهد که این تیراندازی‌ها معمولاً به صورت خوشه‌ای رخ می‌دهند، و این ممکن است به دلیل پدیده‌ای به نام سرایت اجتماعی باشد.

سرایت اجتماعی چیست؟

دکتر کارلا ماری مانلی، روانشناس بالینی در سانتا روزا، کالیفرنیا، به Healthline گفت: سرایت اجتماعی “گسترش نگرش ها، رفتارها یا ایده ها از طریق انطباق و تقلید” است.

او گفت: «به این امر سرایت رفتار نیز گفته می‌شود، زیرا برخی رفتارها توسط برخی تقلید می‌شوند و سپس به دیگران در گروه یا جامعه سرایت می‌کنند.»

به طور خاص، دکتر مانلی گفت، بسیاری از تیراندازان دسته جمعی برای الهام، انگیزه و برنامه ریزی به تیراندازان قبلی نگاه می کنند.

او گفت: «تیراندازان به مطالعه مجرمان قبلی برای یادگیری روش‌های آن‌ها و به دست آوردن تأییدیه سوق داده می‌شوند. با توجه به تمرکز رسانه‌ای جامعه ما، تیراندازان دسته جمعی بدنبال بدنامی هستند که با اعمالشان همراه خواهد شد – همان بدنامی که به تیراندازان قبلی داده شده است.

او افزود: «این افراد ممکن است با ترس توده‌ای که از طریق پوشش رسانه‌ای ایجاد می‌شود، به جلو سوق داده شوند. همه این‌ها به یک سرایت اجتماعی تبدیل می‌شود که ترس عمومی را تشدید می‌کند، رفتار وحشتناکی را برای تیراندازان جمعی بالقوه مدل‌سازی می‌کند و چرخه منفی را به پیش می‌برد.»

محققان دانشگاه ایالتی آریزونا از داده های تیراندازی های دسته جمعی در یک بازه زمانی دو ساله استفاده کردند. آنها اطلاعات را به همان روشی که در مورد شیوع ویروس ها یا بیماری ها انجام می دادند، به برنامه ها متصل می کردند. چیزی که آنها دریافتند این بود که یک عنصر “مسری” در تیراندازی های دسته جمعی وجود دارد.

محققان در مقاله خود که در سال ۲۰۱۷ منتشر شده است، نتیجه گیری کردند: «ما شواهد قابل توجهی پیدا می کنیم که نشان می دهد کشتار دسته جمعی با استفاده از سلاح گرم توسط رویدادهای مشابه در گذشته نزدیک انجام شده است. PLOS ONE.

آنها ادامه دادند: «ما متوجه شدیم که رواج مالکیت سلاح گرم در ایالت به طور قابل توجهی با وقوع قتل های دسته جمعی با سلاح گرم، تیراندازی در مدارس و تیراندازی دسته جمعی مرتبط است.

کنگره بودجه تحقیقات اسلحه را از مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری (CDC) ایالات متحده در سال 1996 سلب کرد. آنها در بودجه سال 1997 نوشتند که “هیچ یک از بودجه هایی که برای پیشگیری و کنترل آسیب در مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها در دسترس قرار می گیرد، ممکن است برای حمایت یا ترویج کنترل اسلحه استفاده شود.»

امروزه، تحقیقات مربوط به اسلحه عمدتاً توسط نهادهای خصوصی تأمین می شود که می توانند از دلارهای تحقیقاتی خود برای بررسی سایر عناصر بحث اسلحه، از جمله نقش سلامت روان و تأثیر اجتماعی استفاده کنند.

«به عنوان موجودات اجتماعی که برای بقا به یکدیگر متکی هستند، ما به گروه نگاه می کنیم تا ببینیم چه رفتاری قابل قبول یا مناسب است. میشل جی پل، دکترا، روانشناس بالینی و استاد در Practice، یک کلینیک سلامت روان در ارتباط با دانشگاه نوادا در لاس وگاس، به Healthline گفت: تا حدی، ما رفتار خود را بر اساس مواجهه های مکرر تنظیم می کنیم و بر این اساس یاد می گیریم. .

او همچنین خاطرنشان کرد که مردم «اغلب به کسانی که در موقعیت‌های قدرت و اقتدار هستند، برای این سرنخ‌ها نگاه می‌کنند که باعث ایجاد یک اثر سرایت از بالا به پایین می‌شود».

پل بیشتر توضیح داد: “علم روانشناسی همچنین دریافته است که سرایت می تواند به طور خودکار و شاید تنها با قرار گرفتن محدود در معرض یک رویداد فعال کننده در بین افراد به صورت جانبی تر رخ دهد.”

بنابراین، برای مثال، اگر ما در معرض یک رفتار یا برخورد منفی قرار بگیریم، این می‌تواند به طور خودکار/ناخودآگاه در ذهن ما با مفاهیم منفی دیگر ارتباط برقرار کند و تفکر و پاسخ ما را به طور مشابه منفی کند. بنابراین، منفی گسترش می یابد.

خطر ادغام علل واقعی با مسائل مربوط به سلامت روان

تحقیقات نشان می دهد که افراد مبتلا به یک بیماری روانی بیشتر قربانی خشونت می شوند و کمتر مرتکب آن می شوند.

در واقع، مطالعه‌ای در مجله سلامت عمومی آمریکا نشان داد که 30 درصد از تقریباً 4500 نفر مبتلا به بیماری روانی که مورد بررسی قرار گرفتند، در شش ماه قبل از مطالعه قربانی خشونت شده‌اند.

در همان زمان، 23.9 درصد از شرکت کنندگان در مطالعه مرتکب یک عمل خشونت آمیز شده بودند.

اما از این اعمال خشونت آمیز، تنها 2.6 درصد در مکان های عمومی مانند مدرسه یا محل کار انجام شده است – 63.5 درصد از این اعمال خشونت آمیز توسط یک فرد مبتلا به بیماری روانی در مکان های مسکونی انجام شده است.

دکتر مانلی گفت: «وقتی صحبت از خشونت به میان می‌آید – و در این مورد، خشونت‌های جمعی مانند تیراندازی – آنقدر مهم است که ما فرض نکنیم که مسائل مربوط به سلامت روان همیشه علت اصلی است. “در واقع، اکثریت قریب به اتفاق افراد مبتلا به اختلالات روانی خشونت آمیز نیستند و انتشار APA از این حقیقت مستند صحبت می کند.”

او افزود: “کسانی که از بیماری روانی رنج می برند – اعم از افسردگی، اضطراب، اختلال دوقطبی یا سایر مسائل – معمولاً تمایلی به آسیب رساندن به دیگران ندارند.”

در واقع، تحقیقات به این واقعیت اشاره می کند که اسلحه در دست افراد مبتلا به بیماری روانی بیشتر به مرگ آن فرد ختم می شود – نه مرگ افراد اطراف آنها.

بر اساس گزارش انجمن بهداشت عمومی آمریکا، در سال 2016، خودکشی با سلاح گرم بیش از نیمی از مرگ و میر ناشی از خودکشی در ایالات متحده را تشکیل می داد. به علاوه، ایالت هایی با نرخ مالکیت اسلحه بالاتر نسبت به ایالت هایی که مالکیت اسلحه کمتری دارند، نرخ خودکشی بالاتری دارند.

نویسندگان این مطالعه نوشتند: «دسترسی به سلاح گرم، به‌ویژه در زمان افزایش خطر خودکشی (به عنوان مثال، طلاق، از دست دادن شغل)، به‌عنوان یک عامل کلیدی در افزایش خطر تکمیل خودکشی شناسایی شده است.

“اول، بیماری روانی، همانطور که با تشخیص رسمی تعریف می شود، به خودی خود قوی ترین پیش بینی کننده خشونت در آینده نیست. پل گفت: این مقداری ارزش پیش بینی دارد، اما به اندازه چیزهای دیگر مانند مصرف الکل یا مواد، ارزش پیش بینی کننده ندارد. بنابراین، قرار دادن منابع بزرگ برای محدود کردن دسترسی افراد مبتلا به بیماری روانی به اسلحه، تخصیص نادرست اولویت ها به نظر می رسد.

او همچنین خاطرنشان کرد که پیش بینی اینکه آیا یک نفر به خشونت عمل می کند بسیار دشوار است و اغلب به شرایط آنها بستگی دارد.

“این که آیا یک فرد مبتلا به بیماری روانی رفتار خشونت آمیز خواهد داشت یا خیر، این سوال نیست. سوال این است که در چه شرایطی این فرد بیشتر احتمال دارد که رفتار خشونت آمیز داشته باشد؟ تمرکز ما باید بر مداخله برای جلوگیری از شرایطی باشد که زمینه را برای رفتار خشونت آمیز فراهم می کند.»

برای جلوگیری از گسترش سرایت اجتماعی چه باید کرد؟

توقف سرایت اجتماعی به احتمال زیاد یک اقدام ملی است، اما همچنین لازم است که هم جوامع و هم خانواده ها در زندگی افراد اطراف خود درگیر شوند تا به همان چیزهایی کمک کنند که می توانند جلوی سرایت اجتماعی را بگیرند.

اینها شامل عشق، توجه، حمایت، و بله – کمک به سلامت روان است.

پل گفت: «سلامت روان چیزی است که باید به طور جدی به آن پرداخت. و منظورم این است که سلامت روان را بسیار گسترده تعریف کنم.

ما باید در جوامعی که از نظر روانی سالم هستند سرمایه گذاری کنیم – جوامعی که در کاهش محرک های درد و رنج روانی سرمایه گذاری می کنند و در عین حال عوامل تعلق، ارتباط، شفقت و هدف را افزایش می دهند. او گفت. “درد و رنج باعث ایجاد رفتارهای منفی و گاهی پرخاشگرانه نسبت به خود و دیگران می شود.”

او همچنین توضیح داد که تعلق، ارتباط و هدف باعث آرامش، سلامت، انعطاف پذیری و رشد می شود.

“منفی باعث منفی می شود. مثبت، مثبت می آورد. و در اینجا می توانیم آگاهانه انتخاب کنیم. ما ترجیح می‌دهیم روی کدام بیماری سرمایه‌گذاری کنیم؟» او گفت.

سپس کاری است که باید در سطح ایالتی و فدرال انجام شود. به نظر می رسد، این حوزه ای است که با وجود توصیه کارشناسانی مانند ایوانز و همکارانش، بعید است که جابه جا شود، زیرا سیاستمداران بر سر بهترین راه حل اختلاف دارند.

ما با درخواست رئیس جمهور برای تقویت بررسی پیشینه موافقیم. اما این به طرز تاسف باری از آنچه لازم است کمتر است. ما باید یک رویکرد بهداشت عمومی جامع را در پیش بگیریم و بودجه اختصاصی فدرال را به آژانس‌ها، از جمله مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها و مؤسسه ملی بهداشت، برای درک بهتر علل، عوامل مؤثر و راه‌حل‌های خشونت با اسلحه ارائه کنیم.»

اگر به کمک سلامت روان نیاز دارید یا برای کمک به فردی در زندگی خود که افکار یا رفتارهای خشونت آمیز را بیان کرده است، راهنمایی می خواهید، با انجمن اضطراب و افسردگی آمریکا یا اداره خدمات سوء مصرف مواد و سلامت روان (SAMHSA) تماس بگیرید.