ما به زندگی برگشتیم که انگار سال 1999 است، یا حداقل قبل از گوشی های هوشمند 2007.

در پینترست به اشتراک بگذارید
به یاد دارید که باید منتظر اتوبوس بدون توانایی بررسی اینستاگرام باشید؟ عکس از Gillian Mohney

شاید به خاطر سپردن آن سخت باشد، اما زمانی نه چندان دور وجود داشت، زمانی که ما یک کامپیوتر جیبی بی حوصله را که هر چند دقیقه یک بار توجه ما را می طلبید با خود حمل نمی کردیم.

اما درخشش صفحه‌نمایش گوشی‌های هوشمند مدرن در سال 2007 معرفی شد و از آن زمان دور شدن از زندگی دیجیتالی به نفع زندگی واقعی سخت‌تر شده است. اخیراً محققان شواهد پیدا کرد که آنقدر به گوشی‌هایمان خیره شده‌ایم که برآمدگی‌های استخوانی از پشت سرمان بیرون می‌آیند.

به عنوان فردی که در اوایل دهه 2000 به بلوغ رسیدم، کاملاً به تلفن هوشمند خود متصل هستم. اما من آنقدر بزرگ هستم که زندگی بدون آن را به یاد بیاورم، همانطور که تا سال 2012 دوام آوردم.

اکنون، هفت سال بعد، ساعت‌ها در روز به صفحه نمایش کوچک خیره می‌شوم. بنابراین، می‌خواستم ببینم آیا می‌توانم بدون گوشی هوشمند و زندگی اجتماعی دیجیتالم حداقل برای یک هفته زنده بمانم.

اگرچه دورنمای کنار گذاشتن برنامه‌ها برای یک هفته ترسناک بود، اما من نیز هیجان‌زده بودم که زندگی کم‌تری را که قبلاً همه داشتیم داشته باشم.

جعبه گشایی آن

در پینترست به اشتراک بگذارید
زمانی که تلفن های همراه نابود نشدنی به نظر می رسیدند. عکس از Gillian Mohney

راه‌اندازی تلفن ساده بود: تلفن برگردان، سیم شارژ، و سرویس پرداخت در صورت تمایل. اگرچه من 15 سال پیش چنین تلفنی داشتم، اما آنقدر به اندروید عظیم خود عادت کرده‌ام که تلفن تاشو به اندازه کف دست کوچک است.

با این وجود، من قدردانی کردم – و حتی متوجه شدم که از دست رفته ام – استحکام محض این تلفن های تاشو. شکی نیست که می تواند از سقوط از پله ها یا خیلی بدتر جان سالم به در ببرد.

امتحان کردنش

دوشنبه

روز را با هیجان شروع کردم تا هفته ای آرام و بدون گوشی هوشمند و بدون رسانه اجتماعی داشته باشم. همان طور که چند ساعت اول را از خانه کار می کردم، به سختی متوجه غیبت آنها شدم.

ظهر، برای انجام مأموریتی در خیابان بیرون رفتم و در راه بازگشت، تصمیم گرفتم از طریق محله ای که کمتر با آن آشنا بودم، از راه دیگری به خانه بروم. به‌جای شبکه، جاده‌ها به اطراف چرخیدند و باعث شدند جهت‌گیری‌ام را از دست بدهم.

در حالی که من معمولاً به نقشه های گوگل مراجعه می کردم، اما برای بازگشت به مسیر به نقاط دیدنی مانند تپه ها و خط ساحلی اعتماد می کردم. این باید راهی بی‌معنا برای پیمایش می‌بود، و با این حال، مدت زیادی از انجام آن بدون تلفن می‌گذشت.

وقتی بالاخره به خانه برگشتم، میل به بررسی فیس بوک، اینستاگرام و اسنپ چت ناگهان بسیار قوی تر شد. متوجه شدم که تلفن تاشو موقتم را زیاد چک می کنم، تا جایی که چندین بار صفحه نمایش پس زمینه را تغییر می دهم. بین تکالیف کاری حواسم را با کارهای خانه پرت کردم، نمی خواستم تلفن تاشو جای گوشی هوشمند را بگیرد.

سهشنبه

با این فکر از خواب بیدار شدم: “آیا واقعاً فقط روز دوم است؟” اثرات خروج قوی تر از همیشه بود. من احساس بی قراری و اضطراب مبهمی داشتم، و نیاز داشتم انگیزه خود را برای «چک کردن» برآورده کنم. خوشبختانه امروز در دفتر بودم که می توانستم با انسان های واقعی ارتباط برقرار کنم.

شگفت‌انگیز بود که وقتی لحظه‌های سرگردان با گوشی‌های هوشمند و زمان رسانه‌های اجتماعی پر نمی‌شود، به نظر می‌رسید که چقدر وقت آزاد بیشتری دارم. همچنین راحت‌تر می‌توانستید زودتر بخوابید، بدون اینکه از طریق اینستاگرام در رختخواب بچرخید.

چهار شنبه

یکی از نگرانی‌های من در مورد کنار گذاشتن گوشی هوشمند و رسانه‌های اجتماعی این بود که از دوستان و خانواده‌ام بیشتر دور باشم. اما در واقع، من با شش یا چند نفری که در لیست تماس تلفن تاشو من بودند – نزدیک‌ترین افراد در حلقه اجتماعی من – ارتباط خوبی داشتم. مطمئناً، من در مورد اطلاعات «محیطی» پراکنده در رسانه‌های اجتماعی به‌روز نبودم، اما این دقیقاً وحشتناک نبود – داشتن یک شبکه کوچکتر اما نزدیک‌تر، شاداب بود.

با وجود اینکه هنوز «چک این» نکردن نگران کننده بود، اما در روز سوم شروع کردم به افتادن در یک روال. روال خواندن، آشپزی، تماشای فیلم، و ارسال پیامک روی صفحه شماره قدیمی به من کمک کرد تا از گوشی هوشمند اجتناب کنم.

پنج شنبه

در نیمه راه سم زدایی من واقعاً شروع به احساس عادی کردم، تقریباً مانند حساب های رسانه های اجتماعی و تلفن هوشمند من هرگز وجود نداشت.

خب تقریبا

هرازگاهی فکر می‌کردم که چند چت در اسنپ‌چت منتظر خواهم بود، اما مثل ابتدا مرا آزار نمی‌دهد.

روال قبل از خواب من در این هفته به طرز چشمگیری بهبود یافته است. دیشب ساعت 9 شب بی سابقه به رختخواب رفتم و به من اجازه داد 9 ساعت بخوابم. تصور می کنم کاهش قرار گرفتن در معرض نور آبی به این امکان کمک کرده است، زیرا معمولاً تا ساعت 11 شب یا نیمه شب خسته نمی شوم.

جمعه

این روزی بود که برنامه های اجتماعی مورد آزمایش قرار گرفت و همه چیز به خوبی پیش رفت. یکی از دوستانم به من پیام داد و گفت که گروه ساعت 8 شب در یک بار با هم ملاقات می کنند، وقتی حدود ساعت 8:15 حاضر شدم، هنوز هیچ یک از دوستانم نیامده بودند. معلوم شد که برنامه‌ها از طریق مسنجر فیس‌بوک اصلاح می‌شوند و همه تصمیم گرفته‌اند که واقعاً در ساعت 8:30 ملاقات کنند.

من در مورد این تغییر به روز نبودم و خیلی زود به آنجا رسیدم.

اما، تعجب، این خیلی خوب بود. من در بار نشستم و تا ساعت 8:30 از تلویزیون هاکی تماشا کردم.

به طور معمول، اگر در یک بار منتظر کسی بودم، گوشی هوشمندم را بیرون می آوردم و در رسانه های اجتماعی می چرخیدم. این بار تنها کاری که می توانستم بکنم این بود که نگاهی به گوشی تابانم انداختم تا زمان را بررسی کنم. من قطعاً احساس ناخوشایندی بیشتری داشتم، نداشتن آن دریچه فرار رفتاری که کاربران گوشی های هوشمند در هنگام تنهایی در جمع دارند.

همه دوستانم از سم زدایی دیجیتال من حمایت و هیجان زده بودند. واکنش معمولی که دریافت کردم این بود: “اوه خدای من، این شگفت انگیز است! من هم باید این کار را بکنم!» مردم همچنین از من می‌پرسیدند که آیا می‌توانند گوشی من را نگه دارند، مثل اینکه یک یادگار باستانی است.

شنبه

برنامه‌های اجتماعی روز قبل به‌ویژه خوب پیش رفته بودند، زیرا محل ملاقات با وسایل حمل‌ونقل عمومی به راحتی قابل دسترسی بود – تا زمانی که قبل از نیمه‌شب آنجا را ترک کرده بودم، نیازی به Lyft یا Uber نبود.

اما سرانجام، در روز ششم، زمانی که به دیدار یکی از دوستانم در جزیره آلامدا در خلیج سانفرانسیسکو رفتم، چالش بزرگتری داشتم.

رسیدن به آنجا مشکلی نداشت، اما اتوبوس خارج از جزیره در ساعت 11 شب از حرکت ایستاد.

این اولین باری بود که نداشتن گوشی هوشمند واقعاً باعث ناراحتی من شد. مگر اینکه بخواهم با یک تاکسی سنتی تماس بگیرم – کاری که اتفاقاً هرگز انجام نداده‌ام – به افراد دیگری متکی بودم که یا به من می‌گویند سواری می‌زنند یا اجازه می‌دهند در آنجا بمانم (بیشتر دوستانم ماشین ندارند). اگر بخواهم تمام وقت این سبک زندگی بدون گوشی هوشمند را داشته باشم، باید شب هایم را بسیار دقیق تر از الان برنامه ریزی کنم.

نگرانی در مورد ایمنی یک محله، و فهمیدن اینکه آیا در صورت نتوانم به خانه بروم، مکان آسانی برای تصادف دارم یا خیر، مسائلی هستند که می توانم با گوشی هوشمند از آن اجتناب کنم. برنامه‌های اشتراک‌گذاری سواری واقعاً می‌توانند وقتی ماشینی ندارید به شما احساس استقلال کنند – می‌توانید هر طور که می‌خواهید بیایید و بروید.

یکشنبه

روز پایانی سم زدایی من با رفتن به یک پیاده روی طولانی جشن گرفتم، کاری که قبلاً بارها انجام داده ام، با یا بدون تلفنم. وقتی تلفنم را در دست نداشتم، کمی مضطرب شدم، فکر می‌کردم فلانی به من پیام داده است، فکر می‌کردم برای بعدا چه برنامه‌ای دارم و غیره. اما تا پایان هفته، به سختی فکر می‌کردم. در مورد آن چیزها اصلاً و در نهایت خیلی طولانی تر راه می رفتم و از بیرون بودن از خانه لذت می بردم.

آنچه کارشناسان می گویند

بنابراین آیا اعتیاد به گوشی های هوشمند یک چیز واقعی است؟ کارشناسان می گویند بله، و تلفن شما در حفظ توجه شما بسیار خوب است.

دکتر مایکل کترینگهام، مدیر پزشکی و روانپزشکی یکپارچه در بیمارستان دانشگاه استاتن آیلند در نیویورک، گفت که اکثر متخصصان به اعتیاد به تلفن همراه اعتقاد دارند و تحقیقات اولیه نشان می دهد که حدود 12 درصد از افراد علائم هشدار دهنده “اعتیاد” را نشان می دهند.

کترینگهام گفت: “مردم اکنون تلفن همراه را با دستگاه اسلات مقایسه می کنند.”

او توضیح داد که تلفن هوشمند مدرن از نظر قول دادن به نوعی پاداش، یا یک پست جدید اینستاگرام برای دیدن، یک نظر در پست فیس بوک شما، یا حتی فقط یک ایمیل که فروش را در فروشگاه مورد علاقه شما اعلام می کند، مشابه یک دستگاه اسلات کار می کند.

او گفت: «ما آن را یک برنامه تقویت متغیر می‌نامیم، شما انتظار دارید پاداشی در راه باشد، اما نمی‌دانید چه زمانی است و نمی‌دانید چه زمانی خواهد بود». “شما باید دائماً این چیزی را با خود داشته باشید که هر از گاهی به شما پاداش می دهد.”

کترینگهام خاطرنشان کرد که وقتی مردم احساس می کنند تلفن خود را به طور اجباری چک می کنند و در روابط یا کار تداخل دارد، این یک علامت هشدار است. برای خارج شدن از تلفن بدون اینکه گوشی هوشمند خود را برای تلفن تاشو بچرخانید، می‌توانید برنامه‌های رسانه‌های اجتماعی را حذف کنید، اعلان‌ها را خاموش کنید و تلفن خود را خارج از اتاق خواب نگه دارید.

او گفت: «اصولاً ایده این است که می‌خواهید برنامه‌ها را حذف کنید، بنابراین موارد کمتری برای جلب توجه شما وجود دارد.

آیا دوباره آن را امتحان کنم؟

قطعا، هر چند فقط برای مدت کوتاهی.

فکر نمی‌کنم بتوانم تمام وقت این کار را انجام دهم، مگر اینکه یک تلفن تاشو بتواند نقشه‌های Google و Lyft را داشته باشد.