تخمین زده می شود که 30 میلیون آمریکایی در طول زندگی خود با اختلال خوردن دست و پنجه نرم می کنند و تعداد بیشتری از آنها در پردیس های دانشگاهی شروع به کار می کنند.

در پینترست به اشتراک بگذارید
تقریباً 40 درصد از دانش‌آموزان سال اولی که وارد دانشگاه می‌شوند، در حال حاضر نوعی مبارزه با اختلال غذا خوردن دارند. گتی ایماژ

گیل لو سابقه افسردگی و خودآزاری به سالهای اولیه نوجوانی خود داشت، اما تا زمانی که به دانشگاه در ولز رفت، شروع به پرخوری و پاکسازی کرد.

زمانی که او شروع به ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد کرد، چیزی که به عنوان یک تسکین دهنده استرس گاه به گاه شروع شده بود به یک اختلال خوردن کامل تبدیل شد.

او به Healthline گفت: «در تمام سالی که آنجا بودم غذای مناسبی نخریدم. «وقتی خوردم، غذای ناسالم از مغازه محلی بود. و من تقریباً هر روز غمگین می‌شدم.»

این به مدت چهار تا پنج سال ادامه یافت، و تنها زمانی که پسرش را باردار شد، کند شد (اما به طور کامل متوقف نشد).

اختلالات خوردن در حال افزایش است

کم به سختی تنها است. بر اساس تحقیقاتی که توسط انجمن ملی اختلالات خوردن (NEDA) گردآوری شده است، تقریباً 30 میلیون نفر تنها در ایالات متحده در دوره ای از زندگی خود با یک اختلال خوردن دست و پنجه نرم می کنند.

پس از یک مطالعه در سال 2011 نشان داد که اختلالات خوردن در پردیس‌های دانشگاهی از 7.9 درصد به 25 درصد برای مردان و از 23.4 درصد به 32.6 درصد برای زنان در یک دوره 13 ساله افزایش یافته است، NEDA پروژه نظرسنجی دانشگاهی را راه‌اندازی کرد تا تعیین کند دانشگاه‌ها چگونه می‌توانند بهتر شوند. به این مشکل رو به رشد رسیدگی کنید.

Claire Mysko، مدیر عامل NEDA به Healthline گفت: “کالج دوره ای از رشد است که در آن اختلال غذا خوردن ممکن است برای بسیاری از مردان و زنان جوان ایجاد شود، دوباره ظاهر شود یا بدتر شود.”

او افزایش فشار اجتماعی برای دوست‌یابی، داشتن روابط عاشقانه، موفقیت‌های تحصیلی و ترس از “فصل اول 15” (افزایش وزن) را از جمله عوامل خطر بالقوه برای اختلال خوردن و همچنین سایر مکانیسم‌های مقابله ناسازگار برای دانشجویان عنوان کرد. .

علل

برای پتی هرد، با درام رابطه شروع شد. او به Healthline گفت: “دیدن همه دختران “زیبا” و گذراندن یک رابطه واقعاً دیوانه کننده در سال اول کالج به من این احساس را داد که هیچ نیستم.”

این زمانی بود که او شروع به پرخوری کرد.

او گفت: “مردی که می دیدم و درباره ازدواجش صحبت می کردم، همجنس گرا بود، و در حالی که من از دست او عصبانی نبودم، استرس ناشی از این که احساس می کردم آنقدر خوب نیستم که کسی دوستش داشته باشد، سخت بود.”

او توضیح داد که روزها را بدون خوردن مقدار زیادی غذا می‌گذراند، و سپس می‌خورد و می‌خورد تا زمانی که بیفکند. دوران بدی در زندگی من بود.

Healthline با مایک گور، مشاور حرفه ای و مدیر اجرایی دارای مجوز در مزرعه Meadows، یک مرکز درمان و بهبود اختلالات خوردن در ویکنبورگ، آریزونا صحبت کرد.

او به Healthline گفت که تقریباً 40 درصد از دانشجویان تازه وارد در حال حاضر به نوعی با اختلال در غذا خوردن دچار مشکل می شوند. شاید اختلالات خوردن کامل نباشد، اما آنها برای شروع با روابط نه چندان سالم با غذا وارد دانشگاه می شوند.

او گفت: “و وقتی فقط به زنانی که وارد دانشگاه می شوند نگاه می کنید.” این عدد به 80 درصد می‌رسد.»

از آنجا، او گفت که چند چیز وجود دارد که به افزایش اختلالات خوردن واقعی کمک می کند.

برای شروع، این یک تغییر بزرگ است. و افرادی که با اختلالات خوردن دست و پنجه نرم می کنند، معمولاً این مزاج ها را دارند که با تغییر دست و پنجه نرم می کنند. برای بسیاری از این دانش آموزان، این اولین بار است که خانه را ترک می کنند. بنابراین اضطراب زیادی وجود دارد، تازگی زیادی وجود دارد و این فقط یک جزء است.»

او توضیح داد که انجام بازی مقایسه نیز می تواند به توسعه مسائل کمک کند. دانش‌آموزان جدید، چه در خوابگاه‌ها و چه در تیم‌های ورزشی خود، به اطراف نگاه می‌کنند و بیشتر از دوران دبیرستان توسط افراد احاطه شده‌اند. بنابراین فرصت های بیشتری برای مقایسه وجود دارد.

همانطور که می دانیم، وقتی شروع به مقایسه خود با دیگران می کنیم، در نهایت کوتاه می آییم. گور توضیح داد. «این زمانی است که شرم وارد بازی می شود. و شرم مشخصه هر اختلال خوردن است – من به اندازه کافی خوب، به اندازه کافی باهوش، به اندازه کافی زیبا نیستم. به همین دلیل است که در آن سال‌های دانشگاه شاهد شیوع است.»

نقش دانشگاه ها

سپس این سوال مطرح می شود که کالج ها چه مسئولیتی در قبال کلاس های ورودی خود دارند – و چگونه می توانند بهتر محیطی ایجاد کنند که دانش آموزان به احتمال زیاد در این تله ها نیفتند.

میسکو توضیح داد: «یکی از راه‌هایی که ما با کالج‌ها و دانشگاه‌ها کار می‌کنیم، تشویق مدارس به ترویج ابزار غربالگری آنلاین رایگان NEDA است که به دانش‌آموزان اجازه می‌دهد تا یک نظرسنجی سریع و ناشناس خودارزیابی کنند.»

اگر نتایج دانش آموزی نشان دهد که آنها در معرض خطر اختلال خوردن هستند، می توانند با یک مشاور در محوطه دانشگاه صحبت کنند یا برای گزینه های درمانی و پشتیبانی با خط کمک NEDA تماس بگیرند.

NEDA همچنین برنامه ای به نام زندگی دانشجویی دارد که یک ابتکار ملی برای گرد هم آوردن دانشجویان، اساتید و خدمات دانشگاه در مبارزه با اختلالات خوردن است.

میسکو اذعان داشت که اختلالات خوردن از عوامل مختلفی ناشی می شود و برای هر فرد مبتلا به طور متفاوتی ایجاد می شود، بنابراین همیشه نمی توان از اختلال خوردن جلوگیری کرد. با این حال، تلاش‌های پیشگیری، مانند پروژه بدن، که عوامل خطر منفی (نارضایتی از بدن، افسردگی یا عزت نفس) را کاهش می‌دهد، استراتژی‌های موثری برای کاهش میزان اختلالات خوردن هستند.

نظرسنجی اخیری که توسط NEDA در اینستاگرام انجام شد، نیاز به برنامه‌هایی مانند Body Project را برجسته کرد. وقتی NEDA از پیروان خود پرسید که آیا پردیس های دانشگاهی آنها منابع اختلال خوردن دارند، 83 درصد (از بیش از 1000 پاسخ) پاسخ دادند “نه”.

در پینترست به اشتراک بگذارید
بیشتر اختلالات خوردن حول محور سکوت و پنهان کاری می چرخد. آیا می توانید علائم را تشخیص دهید؟ گتی ایماژ

نشانه هایی که ممکن است یکی از عزیزان به کمک نیاز داشته باشد

بنابراین، اگر پردیس‌های کالج تاکنون برای کمک به دانش‌آموزان در شناسایی و درمان این مسائل مجهز نیستند، دوستان و اعضای خانواده باید به دنبال چه نشانه‌هایی از یک مشکل بالقوه باشند؟

گور توضیح داد که این می تواند دشوار باشد، زیرا بیشتر اختلالات خوردن حول سکوت و رازداری می چرخد.

به طور متوسط، یک فرد مبتلا به اختلال خوردن دارای ضریب هوشی بین 125 تا 135 است – بنابراین آنها بسیار باهوش هستند. و آنها برای کشف نشدن به افراط می‌روند.» او گفت که برای خواهر و برادرها، والدین، و دوستان اصلاً غیرمعمول نیست که بگویند نمی‌دانند کسی که دوستش دارند رنج می‌برد.

علائم هشدار دهنده ای که گور برای جست و جو توضیح داد عبارتند از:

  • اشتغال به غذا (بیشتر صحبت کردن در مورد آن، وسواس بیشتر، بررسی بیشتر برچسب ها، دیگر تمایلی به رفتن به رستوران – هر نوع تغییر در رابطه با غذا)
  • اختلالات خلقی
  • از دست دادن حافظه یا ناتوانی در تمرکز
  • دست ها و پاها در لمس خنک تر می شوند – اندام ها می توانند تا 12 درجه خنک تر از دمای مرکزی بدن شوند.
  • پوشیدن چند لایه یا پوشیدن در یک پتو در اتاقی که دیگران در آن خوب به نظر می رسند
  • تیرگی مو
  • لب های ترک خورده، خشکی پوست، کم آبی بدن
  • احساس بی تفاوتی و کم انرژی بودن
  • دست کشیدن از فعالیت هایی که زمانی به آنها اهمیت می دادند
  • خود را منزوی می کنند
  • دلمه و زخم در پشت دست آنها
  • پف هلو روی گونه ها، گردن و بازوها ایجاد می شود
  • نوسانات وزن
  • دائماً بدن خود را احساس می کنند، دستان خود را دور مچ دست، بازوهای خود قرار می دهند، یا کناره های شکم خود را نیشگون می گیرند.

پرداختن به یک مشکل احتمالی

اگر گمان می‌کنید کسی که دوستش دارید از اختلال خوردن رنج می‌برد، میسکو توصیه می‌کند نگرانی‌های خود را با صداقت و احترام به شیوه‌ای محبت‌آمیز و حمایت‌کننده بیان کنید. همچنین مهم است که به جای اینکه منتظر بمانید تا فرد علائم فیزیکی و عاطفی یک اختلال کامل خوردن را نشان دهد، نگرانی‌های خود را زود در میان بگذارید.

او پیشنهاد می کند از جملات “من” مانند “من نگران تو هستم زیرا از خوردن صبحانه یا ناهار امتناع می ورزی” و از جملات اتهامی “تو” مانند “تو باید چیزی بخوری!” تو از کنترل خارج شدی!»

چیزی که من در طول سال‌ها دریافتم این است که وقتی والدین واقعاً تشخیص می‌دهند که چه اتفاقی در حال رخ دادن است، می‌خواهند فورا آن را برطرف کنند. من که خودم پدر و مادر هستم، این را درک می کنم. اما 9 بار از هر 10، پاسخ والدینی که فکر می‌کنند به آنها کمک می‌کند در واقع اختلال خوردن فرزندشان را بیشتر تحریک می‌کند.

او از والدین می‌خواهد که اینقدر روی این رفتار متمرکز نشوند، زیرا فرزندشان خیلی بیشتر از اختلال خوردن است. در عوض، او می خواهد والدین به این رفتار به عنوان نشانه مبارزه نگاه کنند و از خود بپرسند که چگونه می توانند از این مبارزه حمایت کنند.

خط پایین

او توضیح داد: «والدین باید یاد بگیرند که چگونه به چیزی گوش دهند، با آن همدلی کنند و بفهمند که واقعاً دیوانه کننده است. «اگر به خود اختلالات خوردن فکر کنید، هیچ منطقی ندارند. اما کارکردی در پس رفتار نهفته است. همیشه برای هر کاری که انجام می دهیم دلیلی وجود دارد. و بخشی از حمایت از کسی در مبارزه اش، تلاش برای درک آن است.»

او گفت که این چیزی است که اکثر والدین با آن مشکل دارند، که اغلب می‌تواند منجر به بدتر شدن اوضاع آنها شود.

«این فقط یک چرخه معیوب ایجاد می کند. این یک مسئله با نرخ بالای مرگ و میر است، و من آن را درک می کنم، این یک چیز ترسناک است که ببینم فرزند آنها از آن عبور می کند. اما گاهی اوقات، آنها می توانند اوضاع را بسیار بدتر کنند.”

گور می‌گوید والدین و دوستان یک فرد مبتلا به اختلال خوردن می‌توانند بزرگ‌ترین بخش راه‌حل یا بزرگ‌ترین بخش مشکل باشند. انتخاب در نهایت به عهده آنهاست.